دوره فراموشی - تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 9:40
میخوام فراموش کنم شاید دیگه اصلا اینجا هم نیام آخه میدونید اینجا رو واسه اون ساخته بودم ک حرف دلمو بهش بزنم و اون حتی یه بار هم اینجا نیومدحالا هربار میام اینجا  بهش فکر میکنم با اینک اسم و موضوع اینجا رو عوض کردم و دیگه ازش ننوشتم اما بازم وقتی میام اینجا بهش فکر میکنم و میدونم ک گناهه چون اون الان...
حسین ازدواج کرد - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:16
یادتونه قبلا راجب رابطه خودمو یکی اینجا مینوشتم ینی درستش اینه ک واسه اون مینوشتمحالا اون آدم ازدواج کرده و دیگه کلا حق ندارم بهش فک کنم سخت بود دیدن عکس خودشو زنش تو بغل هم کم آوردم خستم و دلتنگ
قالب جدید - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
قالب جدید وب چطوری؟ نظرتون مهمه برام اگ سایتی هم میشناسید که قالباش قشنگ باشه بهم معرفی کنید لطفا
تنهایی خیلی بده - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
دوتا تلگرام دارم ۴تا اینستاگرام....اما کسیو ندارم که باهاش چت کنم.... میدونیددوستای من از اینان که تا وقتی که رو در رو میبیننت باهات دوستن یه جورایی مصداق از دل برود هر آنکه از دیده برفت هستن خیلی تنها شدم خیلیییی زیاد امیر ارسلان هم سرش با دوس دختراش گرمه... تنهاییم بدجور تو ذوق میزنه
تلگرام - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
"> - - "> ,, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs"> درباره وب نويسندگان موضوعات وب لینک دوستان برچسبها وب لینک های مفید تاريخ : | | نویسنده : | آخرین مطالب پيوندهای روزانه آرشیو مطالب لینک های مفید امکانات وب
اعتراف به عشق - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
اول همه باید بگم مرسی گیسو جان بابت دوتا کامنتت و اینک نمیدونستم تو بلاگفا هم میشه چت کرد و اینک ریپلای زدم برای کامنت رو تو اینجا بلد نیستم... دیشب شب بدی بود...نه خوب بود....نمیدونم چی بود ولی هرچی بود تا صبح گریه کردم و الان بی شباهت به یه خون آشام نیستمبعد از مدتها رفتم دایرکت کسی ک خیـــلی وقته...
از اینک شجاعت ب خرج دادم پشیمونم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
مرسی گیسوی عزیز بابت تشویقت اما بدجور پشیمونم از اینک گفتم درسته ک حالا شمارشو دارم (حتی با اینک میدونم هیچوقت بهش زنگ نمیزنم)و صداشو اندازه چند مین شنیدم اما همه اینا باعث نمیشه ک اون حس باختن دست از سرم برداره...وقتی لایو میزاره و دخترا براش کامنت میزارن میمیرم از حسادت هرچند ک وقتی میبینم جواب کا...
تولدمه...تولدم مبارک - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
امروز تولدم بود...هیچ اتفاقه خاصی نیست برای تعریف امروز..دقیقا یه روز بود مثل بقیه روزا...شاید عادی تر از همه روزا دیشب نامزدی مجتبی پسر خالم بودبعد از ۱۰سال عروسی داشتیم عروسی ک نه جشن ولی خب جشن ادامش عروسیه دیگه فردا هم ک تولد غزله بهش قول دادم ک با هم باشیم ولی نمیتونم ب قولم عمل کنم اینو خوب می...
میخوامش - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:17
نمیتونم فراموشش کنم نمیتونم اون لبخند مردونه با اون چال قشنگشو ندید بگیرمنمیتونم بگم نمیخوامش نمیتونم بهش فک نکنم و باهاش رویا نسازم نمیتونم..... دکس داشتن واژه مسخره ایه واسه حسی ک بهش دارم کاش مال من میشد غزل میگه من الان تو مرکز توجهشم بعد میگه ممکنه اونم عاشق باشه حقیقتو نشونم میده و میخواد از ر...
شروعی دوباره - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:21
سلام همه پست های قبلی رو پاک کردمکار سختی بود اما خب من انجامش دادم میخوام یه قالب جدید بذارم کسی بلده چجوری ک کمکم کنه؟ میخوام زندگیمو از نو بسازم میخوام فقط و فقط به خودم تکیه کنم سخته ولی میتونم کسی هست بتونه کمکم کنه واسه قالب؟ تو نظرات منتظرتونم
خاطرات قدیمی - تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 23:21
خب اینجور ک معلومه کسی اینجا رو نمیخونه اگ بخوام از امروز بنویسم زیاد چیزه خاصی به ذهنم نمیرسهالبته اگ لایو بداخلاق عصبی ک سوار موتور بود و ک باعث شد کلی غش و ضعف کنم براش رو فاکتور بگیریم اتفاق غیر منتظره امروز متعلق شد به تگ عجیب یکی از دوستام کسیو تگ کرده بود ک ۵ساله ازش بیخبرم و عجیب دلتنگش مث